زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلت‌زاست
۲
همین نفس‌ که تواش صید الفتی دنیاست
۳
کسی ستمکش نیرنگ اتحاد مباد
۴
تو بیوفا نه‌ای اما جدایی تو بلاست
۵
جنون پیامی اوهام داغ یاسم کرد
۶
امید می‌تپد و نامه در پر عنقاست
۷
به وهم نشئهٔ آزادگی گرفتاریم
۸
چو صبح آن‌چه قفس موج‌می‌زند پر ماست
۹
به خاک میکده اعجاز کرده‌اند خمیر
۱۰
ز دست هرکه قدح ‌گل ‌کند ید بیضاست
۱۱
چمن ز بندگی حسن اگر کند انکار
۱۲
خط بنفشه ‌گواه‌، مهر داغ لاله بجاست
۱۳
حجاب پرتو خورشید سایه می‌باشد
۱۴
چه جلوه‌ها که نه در غفلت تو ناپیداست
۱۵
عنان لغزش ما بیخودان‌ که می‌گیرد؟
۱۶
چو اشک وحشت ما را هجوم آبله‌پاست
۱۷
تو ساکنی و روان است اراده مطلق
۱۸
به هر کنار که ‌کشتی رود قدم دریاست
۱۹
کجاست غیر جز اثبات ذات یکتایی
۲۰
تویی در آینه دارد منی‌که از تو جداست
۲۱
همین تو،هم وجدان دلیل محرومیست
۲۲
که تو نیافتنی و نیافتن همه راست
۲۳
ز دستگیری خلق اینقدر زمینگیرم
۲۴
عصا گر نتوان یافت می‌توان برخاست
۲۵
ز بس گذشته‌ام از عرض کارگاه هوس
۲۶
به خود گرم نظر افتد نگاه رو به قفاست
۲۷
مگیر دامن اندیشهٔ دگر بیدل
۲۸
که دست باده‌کشان وقف‌گردن میناست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.