زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درآن مقام‌که عرض جلال معبود است
۲
غبار نیستی ماست آنچه موجود است
۳
جهان بی‌جهتی قابل تعین نیست
۴
به هرطرف‌که‌اشارت‌کنیم محدود است
۵
مشو محاسب غفلت به علم یکتایی
۶
احد شمردنت اینجا حساب معدود است
۷
خموش تا نفست ما و من نینگیزد
۸
نهال شعله به هرجاست ریشه‌اش دود است
۹
ز نقد و جنس خود آگه نه‌ای درتن بازار
۱۰
اگر به فهم زبان هم رسیده‌ای سود است
۱۱
نیاز تا نبری‌، رمز ناز نشکافی
۱۲
به هرکجا اثر سجده‌ای‌ست مسجود است
۱۳
بیاض دیدهٔ یعقوب ناامیدی نیست
۱۴
در انتظار بهی‌، داغ ما نمکسود است
۱۵
ز سرنوشت مپرسید، منفعل رقمیم
۱۶
جبین، خطی‌که نشان می‌دهد، نم‌اندود است
۱۷
قبول اگر طلبی‌، نیستی‌گزین بیدل
۱۸
که غیرخاک شدن هرچه هست مردود است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.