زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است
۲
ز موج پیرهن این محیط پرخسک است
۳
بهار رنگ جهان جلوهٔ خزان دارد
۴
بقم درین چمن حادثات اسپرک است
۵
ز اهل صومعه اکراه نیست مستان را
۶
که‌ترش‌رویی‌زاهدبه بزم‌می نمک است
۷
زعرض شیشه تهی نیست نسخهٔ تحقیق
۸
توآنچه‌کرده‌ای از خویش انتخاب‌شک است
۹
به عالم بشری غیر خودنمایی نیست
۱۰
کسی‌که بگذرد از وهم‌خویشتن‌ملک است
۱۱
قد خمیده‌کند، تن‌پرست را هموار
۱۲
مدار راست‌رویهای فیل برکجک است
۱۳
فزوده‌ایم به وحدت ز شوخ‌چشمیها
۱۴
دمی‌که‌محو شد این‌صفر هرچه‌هست‌یک است
۱۵
نظر به گرد ره انتظار دوخته‌ایم
۱۶
به چشم دام سیاهی صید، مردمک است
۱۷
خطی به‌صفحهٔ‌دل بی‌خراش‌شوق‌تو نیست
۱۸
ز روی‌بحر به‌جز موج‌هرچه‌هست‌حک است
۱۹
می‌ام به ساغر دل نقل یاس می‌گردد
۲۰
چو زخم‌، قطرهٔ‌آبی‌که می‌خورم‌گزک است
۲۱
دویی‌کجاست‌، ز نیرنگ احولی بگذر
۲۲
که یک نگاه میان دوچشم مشترک است
۲۳
به اوج آگهی‌ات نردبان نمی‌باید
۲۴
نگاه تا مژه برداشته‌ست بر فلک است
۲۵
اگر ز سوختگانی‌، سواد فقرگزین
۲۶
که شام چهرهٔ زرین شمع را محک است
۲۷
دگرمپرس ز سامان بزم ما بیدل
۲۸
ز شور اشک‌خود اینجاکباب‌را نمک است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.