زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شوکت ‌شاهی‌ام از فیض‌ جنون ‌در قدم است
۲
چشم زخمی نرسد آبله هم جام‌جم است
۳
تاب الفت نتوان یافت به سررشتهٔ عمر
۴
صبح وحشت‌زده را جوش‌‌نفس‌گرد رم است
۵
کفر و دین در گره پیچ و خم یکدگرند
۶
ظلمت و نور چو آیینه و جوهر به هم است
۷
ما جنون شیفتگان‌، امت آشفتگی‌ایم
۸
وضع ما را به سر زلف پریشان قسم است
۹
خوی معشوق ز آیینهٔ عاشق دریاب
۱۰
طینت برهمن از آتش سنگ صنم است
۱۱
کینه در طبع ملایم نکند نشو و نما
۱۲
فارغ از جوش غبار است زمینی‌که نم است
۱۳
وحشی صید کمند دم سردی داربم
۱۴
رشتهٔ‌گوهر شبنم نفس صبحدم است
۱۵
چاک در جیب حیاتم ز تبسم مفکن
۱۶
رگ این برگ‌گلم جادهٔ راه عدم است
۱۷
آنقدر نیست درین عرصه نمایان‌گشتن
۱۸
سر مویی اگر از خویش برآیی علم است
۱۹
مرگ شاید دل از اسباب هوس پردازد
۲۰
ور نه در ملک نفس صافی آیینه‌ کم است
۲۱
رحم‌ ‌بر شبنم ما کن که درین عبرتگاه
۲۲
آب ‌گردیدن و از خود نگذشتن ستم است
۲۳
دیده در خواب عدم هم مژه بر هم‌نزند
۲۴
گر بداند که تماشا چه‌قدر مغتنم است
۲۵
حسن بی‌مشق تأمل نگذشت از دل ما
۲۶
صفحهٔ حیرت آیینه عجب خوش ‌قلم است
۲۷
نفس صبح ز شبنم به تأ‌مل نرسید
۲۸
رشته ی عمر ز ‌اشکم به ‌گره متهم است
۲۹
می‌چکد سجده ز سیمای نمودم بیدل
۳۰
شاهد‌ حال من آیینهٔ نقش قدم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.