زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماست
۲
نغمه هم حسرت غبار ناله‌های درد ماست
۳
خاک تمکین آشیان حیرت آن جلوه ‌ایم
۴
لنگر دامان چندین دشت وحشت‌ گردماست
۵
حال‌ دل صد گل ز چاک‌ سینهٔ ‌ما روشن است
۶
صد سحر بوی جگر در رهن آه سرد ماست
۷
بسکه در دل مهرهٔ شوق سویدا چیده‌ایم
۸
ازکواکب چرخ هم داغ بساط نردماست
۹
عضوعضوماجراحت‌زار حسرتهای‌اوست
۱۰
هر دلی ‌کز باد الفت خون ‌شود همدرد ماست
۱۱
آفتابی در سواد یأس غربت‌گو مباش
۱۲
خاک‌بر سریختن‌، صبح دل شبگرد ماست
۱۳
مشت خاشاکی ز دشت ناکسی‌ گل ‌کرده‌ایم
۱۴
حسرت‌ برق‌، آبیار طبع غم‌پرورد ماست
۱۵
دام هستی نیست زنجیری‌ که نتوان پاره‌ کرد
۱۶
اینقدر افسردگی از همت نامرد ماست
۱۷
سایهٔ مژگان همان بر دیده‌ها پبنده است
۱۸
آنچه نتوان ریختن جز بر سر ما گرد ماست
۱۹
با غبار وهمی از هستی قناعت کرده‌ایم
۲۰
خاک باد آورده ی ماگنج بادآورد ماست
۲۱
تا کجا خواهی عیار دفتر مجنون‌ گرفت
۲۲
نُه سپهر بی‌سر وپا نسخهٔ یک فرد ماست
۲۳
پرتوشمع است بیدل خلعت زرین شب
۲۴
بزم سودا، فرش اگر دارد، ز رنگ زرد ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.