زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است
۲
گر بال گشایم دل پرواز دو نیم است
۳
نتوان ز سرم برد هوای دم تیغت
۴
این غنچه‌گره بستهٔ امید نسیم است
۵
شد حاجت ما پرده‌برانداز غنایت
۶
سایل همه جا آینهٔ رازکریم است
۷
فیض نظرکیست که درگلشن امکان
۸
هر برگ‌گل امروزکف دست‌کلیم است
۹
جزکاهش جان نیست ز همصحبت سرکش
۱۰
گریان بود آن موم‌که با شعله ندیم است
۱۱
بر صاف‌ضمیران بود آشوب حوادث
۱۲
صد موج‌کشاکش به سر در یتیم است
۱۳
پیوسته پر آواز بودکاسهٔ خالی
۱۴
پرگویی ابله اثر طبع سقیم است
۱۵
آسوده‌دلی الفت یأس است وگرنه
۱۶
امید هم اینجا چه‌کم اززحمت بیم است
۱۷
حیران طلب مایهٔ تمییز ندارد
۱۸
در چشم گدا ششجهت آثارکریم است
۱۹
بی‌رنگی گلشن نشود همسفرگل
۲۰
آیینه ز خود می‌رود و جلوه مقیم است
۲۱
بیدل ز جگرسوختگی چاره ندارم
۲۲
با داغ مرا لاله‌صفت‌عهد قدیم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.