زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
این انجمن چو شمع مپندار جای ماست
۲
هر اشک در چکیدنش آواز پای ماست
۳
جان می‌دهیم و عشرت موهوم می‌خریم
۴
چون‌گل همان تبسم ما خونبهای ماست
۵
روشن نکرده‌ایم چو شبنم درین بساط
۶
غیر از عرق‌که آینهٔ مدعای ماست
۷
طرح چه آبرو فکند قطره ازگهر
۸
ما رفته‌ایم و آبلهٔ پا به جای ماست
۹
دامن‌فشانتر ازکف دست تجردیم
۱۰
رنگی‌که جز شکست نبندد حنای ماست
۱۱
ویرانی دل این همه تعمیر داشته‌ست
۱۲
نه آسمان غبار شکست بنای ماست
۱۳
درآتش افکنند و ننالیم چون سپند
۱۴
خودداری که عقدهٔ بال صدای ماست
۱۵
در قید جسم‌، ساز سلامت چه ممکن است
۱۶
این خاک سخت تشنهٔ آب بقای ماست
۱۷
از فقر سر متاب‌کز اسباب اعتبار
۱۸
کس آنچه در خیال ندارد برای ماست
۱۹
پیشانیی‌که جز به در دل نسوده‌ایم
۲۰
بر آسمان همان قدم عرش‌سای ماست
۲۱
آیینهٔ خودیم به هرجا دمیده‌ایم
۲۲
این طرفه‌ترکه جلوهٔ او رونمای ماست
۲۳
بیدل عدم ترانهٔ ناموس هستی‌ایم
۲۴
بیرون پرده آنچه نیابی نوای ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.