زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خودگدازی غم‌کیفیت صهبای من است
۲
خالی از خویش شدن صورت مینای من است
۳
عبرتم‌، سیر سراغم همه جا نتوان‌کردن
۴
چشم بر خاک نظر دوخته‌، جویای من است
۵
سازگمگشتی‌ام‌، این همه توفان دارد
۶
شور آفاق‌، صدای پر عنقای من است
۷
همچو داغ از جگر سوختگان می‌جوشم
۸
شعله هرجامژه‌ای گرم‌کند جای من‌است
۹
نتوان با همه وحشت ز سر دردگذشت
۱۰
فال اشکی‌که زند آبله در پای من است
۱۱
فرصت رفته به سعی املم می‌خندد
۱۲
چشم برق همان ابروی ایمان من است
۱۳
تخم اشکی به‌کف پای‌کسی خواهم پخت
۱۴
آرزو مژده ده اوج ثریای من است
۱۵
اگر این است سر و برک نمود هستی
۱۶
داغ امروز من‌، آیینهٔ فردای من است
۱۷
سجده محمل‌کش صد قافله عجز است اینجا
۱۸
اشک بی‌پا و سرم، در سر من پای من است
۱۹
نیستم جرعه‌کش درد کدورت بیدل
۲۰
چون‌گهر صافی دل بادهٔ مینای من‌است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.