زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بسکه حرف مدعا نازک رقم افتاده است
۲
نامه‌ام چون حیرت آیینه یکسر ساده است
۳
طینت عاشق نگردد از ضعیفی پایمال
۴
گر فتد بر خاک حرفی بر زبان افتاده است
۵
نشئه‌ای دارد دماغ بیقراریهای من
۶
پیچ و تاب بیخودان هم رنگ موج باده است
۷
گردباد شوقم و عمری‌ست در دشت جنون
۸
خیمه‌ام چون‌چرخ بر سرگشتگی‌استاده است
۹
آهم و طرفی نمی‌بندم به الفتگاه دل
۱۰
بی‌دماغیهای شوقم سر به صحرا داده است
۱۱
زینت ظاهر غبار معنی اسرار ماست
۱۲
شیشهٔ رنگین حجاب آب و رنگ باده است
۱۳
در طلب بایدگذشت ازهرچه می‌آید به ییش
۱۴
گر همه سرمنزل مقصود باشد جاده است
۱۵
گربودتسلیم سرمشق جبینت چون غبار
۱۶
دامن هرکس‌که می‌آری به‌کف سجاده است
۱۷
وضع محویت تماشاخانهٔ‌ نیرنگ‌کیست
۱۸
یک جهان آیینه‌ام تا حیرتم رو داده است
۱۹
برق جولان آه بیدل یاس‌پرورد است و بس
۲۰
الحذر ای مدعی این دود آتش‌زاده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.