زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بعد مرگم شام‌نومیدی سحرآورده است
۲
خاک‌گردیدن غباری در نظر آورده است
۳
در محبت آرزوی بستر و بالین‌کراست
۴
چشم عاشق جای مژگان نیشترآورده است
۵
طاقتی‌کو تا توان‌گشتن حریف بار درد
۶
کوه هم تا ناله برداردکمر آورده است
۷
کشتی چشمم‌که حیرت بادبان شوق اوست
۸
تا به خود جنبد محیطی ازگهرآورده است
۹
زین قلمرو چون سحرپیش از دمیدن رفته‌ایم
۱۰
اینقدرها هم نفس از ما خبرآورده است
۱۱
جوش دردی‌کوکه مژگان هم نمی‌پیداکند
۱۲
کوشش ما قطره خونی تا جگرآورده است
۱۳
صد چمن عشرت به فتراک تپیدن بسته‌ایم
۱۴
حلقهٔ دام‌که ما را در نظر آورده است
۱۵
ابتدا و انتها در سوختن گم کرده‌ایم
۱۶
هرچه دارد شمع از هستی به سر آورده است
۱۷
ششجهت یک‌صید تسلیم‌دل بی‌آرزوست
۱۸
ضبط آغوشم جهانی را برآورده است
۱۹
شور اشکم بیدل از طرزکلامش آرمید
۲۰
بهر این طفلان لبش‌گویی شکر آورده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.