زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا حیرت خرام تو سامان دیده است
۲
چندین قیامت از مژه‌ام قد کشیده است
۳
این ماو من‌کزاهل جهان سرکشیده است
۴
از انفعال آدم و حوا دمیده است
۵
آزادم از توهّم نیرنگ روزگار
۶
طاووس این چمن ز خیالم پریده است
۷
پرواز نکهت چمن بی‌نشانی‌ام
۸
ذوق شکست بال به رنگم‌کشیده است
۹
کو منزل و چه امن‌که درکاروان شوق
۱۰
آسودگی ز آبلهٔ پا رمیده است
۱۱
پیچیده است بیخودی‌ام دامن جهات
۱۲
یعنی دماغ‌گردش رنگ رسیده است
۱۳
این انجمن جنونکدهٔ انتظارکیست
۱۴
آیینه تا نفش شمرد دل رمیده است
۱۵
ابروی یار بار تواضع نمی‌کشد
۱۶
خم در بنای تیغ غرور خمیده است
۱۷
ما و امید درگره بی‌بضاعتی
۱۸
یک‌قطره خون دلی‌که به‌صدجا چکیده است
۱۹
همچون شرر نیامده از خویش رفته‌ایم
۲۰
سامان این بهار زگلهای چیده است
۲۱
عشق غیوراگر به ستم ناز می‌کند
۲۲
دل هم به خون شدن جگری آفریده است
۲۳
بیدل به طبع آبلهٔ پا نهفته‌ایم
۲۴
لغزیدنی‌که بر دوجهان خط‌کشیده است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.