غزل شمارهٔ ۱۵۰۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
غلامم خواجه را آزاد کردم
۲
منم کاستاد را استاد کردم
۳
منم آن جان که دی زادم ز عالم
۴
جهان کهنه را بنیاد کردم
۵
منم مومی که دعوی من این است
۶
که من پولاد را پولاد کردم
۷
بسی بیدیده را سرمه کشیدم
۸
بسی بیعقل را استاد کردم
۹
منم ابر سیه اندر شب غم
۱۰
که روز عید را دلشاد کردم
۱۱
عجب خاکم که من از آتش عشق
۱۲
دماغ چرخ را پرباد کردم
۱۳
ز شادی دوش آن سلطان نخفتهست
۱۴
که من بنده مر او را یاد کردم
۱۵
ملامت نیست چون مستم تو کردی
۱۶
اگر من فاشم و بیداد کردم
۱۷
خمش کن کینه زنگار گیرد
۱۸
چو بر وی دم زدم فریاد کردم