غزل شمارهٔ ۱۵۱۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اگر عشقت به جای جان ندارم
۲
به زلف کافرت ایمان ندارم
۳
چو گفتی ننگ می داری ز عشقم
۴
غم عشق تو را پنهان ندارم
۵
تو می گفتی مکن در من نگاهی
۶
که من خونها کنم تاوان ندارم
۷
من سرگشته چون فرمان نبردم
۸
از آن بر نیک و بد فرمان ندارم
۹
چو هر کس لطف می یابند از تو
۱۰
من بیچاره آخر جان ندارم