حکایت شمارهٔ ۲۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است گفتا به صلاحش خجل کن
۲
تو نیکو روش باش تا بدسگال
۳
به نقص تو گفتن نیابد مجال
۴
چو آهنگ بربط بود مستقیم
۵
کی از دست مطرب خورد گوشمال