حکایت شمارهٔ ۴۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
لبش نه انبانست
۳
دل در کسی مبند که دل بسته تو نیست
۴
پیرمردی لطیف در بغداد
۵
دخترک را به کفشدوزی داد
۶
بامدادان پدر چنان دیدش
۷
پیش داماد رفت و پرسیدش
۸
نگفتم این گفتار
۹
هزل بگذار و جدّ ازو بردار