درد ِ پیری
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از عمر نمانده ست بر من مگر آمُرغ
۲
در کیسه نمانده ست بر من مگر آخال
۳
تا پیر نشد مرد نداند خطر عمر
۴
تا مانده نشد مرغ نداند خطر بال
۵
ای گمشده و خیره و سرگشته کسایی
۶
گواژه زده بر تو امن ریمن و محتال