زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زندگی نقد هزار آزارست
۲
هرقدر کم شمری بسیارست
۳
دل جمعی که توان گفت کجاست
۴
غنچه هم یک سر و صد د‌ستارست
۵
به شمار من و ما خرسندیم
۶
چه توان‌کرد نفس بیکارست
۷
اثر سعی کدام آبله‌ پاست
۸
خار این ره مژه خونبارست
۹
خاکساران چمن خرمی‌اند
۱۰
سبزه و گل به زمین بسیارست
۱۱
حشن نادیده تماشا دارد
۱۲
مژه برداشتنت دیوارست
۱۳
در عدم نیز غباری دارد
۱۴
خاکم آیینهٔ جوهردارست
۱۵
پیش پا می‌خورم از الفت دل
۱۶
بر نفس آینه ناهموارست
۱۷
نارسایی قفس شکوهٔ کیست
۱۸
خامشی پیجش صد طومارست
۱۹
غنجه را خنده و پرواز یکی‌ست
۲۰
بال ما در گره منقارست
۲۱
چون جرس کاش به منزل نرسیم
۲۲
نالهٔ ما ز اثر بیزارست
۲۳
مرده هم فکر قیامت دارد
۲۴
آرمیدن چقدر دشوارست
۲۵
بیدل از صنعت تقدیر مپرس
۲۶
زلف یاریم و شب ما تارست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.