زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صفحهٔ دل بی‌خط زخم تو فرد باطلست
۲
آبرو آیینهٔ ما را ز جوهر حاصلست
۳
گر همه حرف حق است آندم‌که‌گفتی باطلست
۴
هرچه بیرون آمد از لب‌، خارج آهنگ دلست
۵
نیست از دست تو بیرون اختیار صید ما
۶
پنجهٔ رنگین چوگل تا غنچه می‌سازی دلست
۷
در ره تسلیم‌، پر بی‌خانمان افتاده‌ایم
۸
بر سر ما سایه‌ای‌گر هست‌، دست قاتلست
۹
بر سبکباران‌ گرانان را بود سبقت محال
۱۰
هر قدم زبن‌کاروان بانگ جرس در منزلست
۱۱
پنبهٔ داغ مرا با حرف راحت‌کار نیست
۱۲
گر بیاض من خطی پیدا کند درد دلست
۱۳
آب می‌گردد ز شبنم صبح تا دم می‌زند
۱۴
سینه‌چاکان را نفس بر لب رساندن مشکلست
۱۵
صدق‌کیشان را فلک در خاک بنشاند چو تیر
۱۶
سرو این گلشن به جرم راستی پا در گلست
۱۷
هیچکس افسردهٔ زندان جمعیت مباد
۱۸
قطره تا گوهر نمی‌گردد به دریا واصلست
۱۹
هر طرف مژگان‌گشایی حسرت دل می‌تپد
۲۰
هر دو عالم‌گرد بال‌افشانی یک بسملست
۲۱
در وطن هم صاف ‌طینت را ز غربت چاره نیست
۲۲
گوهر این بحر را گرد یتیمی ساحلست
۲۳
امتیاز حسن و عشق از شوق‌کامل برده‌اند
۲۴
می‌رود ازکف دل و در چشم مجنون محملست
۲۵
نرم‌خویان را نباشد چاره از وضع نیاز
۲۶
هرکجا آبی‌ست بیدل سوی پستی مایلست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.