زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زین دو شرر داغ دل هستی ما عبرتیست
۲
کاغذ آتش زده محضر کم‌فرصتیست
۳
زیر فلک آنقدر خجلت مهلت مبر
۴
زندگی خضر هم یک دو نفس تهمتیست
۵
آن همه پاینده نیست غلغل جاه و حشم
۶
کوس و دهل‌ هرکجاست ‌چون ‌تب‌غب نوبتیست
۷
خاک ز سعی غبار بر فلکش نیست بار
۸
سجده غنیمت شمار عالم دون همتی ست
۹
غیر غبار نفس هیچ نپیموده‌ایم
۱۰
بادهٔ دیگر کجاست شیشهٔ ما ساعتی ست
۱۱
چشمت اگر باز شد محو خیالات باش
۱۲
فهم تماشاکراست آینه همه حیرتیست
۱۳
تهمت اعمال زشت ننگ جقیقت مباد
۱۴
آدمی ابلیس نیست لیک حسد لعنتیست
۱۵
آینه در زنگبار چاره ندارد ز زنگ
۱۶
همدم بدطینتان قابل بی‌حرمتیست
۱۷
نخل گداز آبیار از بن و بارش مپرس
۱۸
گریه چه خرمن‌ کنیم حاصل شمع آفتی ست
۱۹
نم به جبین محو کن تا ندری جیب شرم
۲۰
گر عرق آیینه شد ننگ ادب‌ کسوتی ست
۲۱
شمع نسوزد چرا بر سر پروانه‌ها
۲۲
بت به غم برهمن ز آتش سنگش ستیست
۲۳
تاب و تب موج و کف‌، خارج دریا شمار
۲۴
قصهٔ کثرت محو ان بیدل ما وحدتی ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.