زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فکر آزادی به این عاجز سرشتیها تریست
۲
عقده چندان نیست اما رشتهٔ ‌ما لاغریست
۳
تا بود ممکن نفس نشمرده‌ کم باید زدن
۴
ای ز آفت بیخبر دل‌ ‌کورهٔ مینا گریست
۵
برق غیرت در جهات دهر وا کرده‌ست بال
۶
چشم بگشایید، بسم‌الله‌، اگر تاب‌آوریست
۷
سیر عالم بی‌تامل زحمت چشم و دل است
۸
شش جهت‌ گرد است‌ در راهی‌ که ‌رفتن سرسریست
۹
سعی غربت هیچکس را برنیاورد از وطن
۱۰
قلقل مینا هنوز آن قهقهٔ کبک دریست
۱۱
فکر معنی چند پاس لفظ باید داشتن
۱۲
شیشه تا در جلوه باشد رنگ بر روی پریست
۱۳
تو به تو در مغز فطرت ننگ غفلت چیده‌اند
۱۴
پنبهٔ گوشی که دارد خلق روپوش کریست
۱۵
تا توانی از ادب سر بر خط تسلیم باش
۱۶
خامه چندانی که بر لغزش خرامد مسطریست
۱۷
در محبت یکسر مویم تهی از داغ نیست
۱۸
چون پر طاووس طومار جنونم محضریست
۱۹
تیره‌بختی هرچه باشد امتحانگاه وفاست
۲۰
از محک غافل مباش ای بیخبر رنگم زریست
۲۱
چون سحر از قمریان باغ سودای که‌ام
۲۲
کز بهارم‌ گر تبسم می‌دمد خاکستریست
۲۳
قلقل مینا شنیدی بیدل ازعیشم مپرس
۲۴
خنده‌ای دارم که تا گل کردمی باید گریست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.