زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درین‌گلشن دو روزت خنده‌کاریست
۲
مبادا غره‌گردی گل بهاری‌ست
۳
برافشان بر هوس دامان‌و بگذر
۴
که در جیب نفس نقد نثاری‌ست
۵
هم از بست وگشاد چشم دریاب
۶
که اجزای جهان لیل و نهاری‌ست
۷
ودیعتها ز سر باید اداکرد
۸
به ره‌گر پاگذاری حقگزاری‌ست
۹
حریف پاکبازان وفا باش
۱۰
که جز سر هرچه بازی بدقماری‌ست
۱۱
به‌صد دست حمایت بایدت سوخت
۱۲
چراغ زندگی یک سر چناری‌ست
۱۳
ز خاکستر امان می‌جوید آتش
۱۴
چوهستی‌باکفن‌جوشد حصاری‌ست
۱۵
هنوزت دیده کم دارد سفیدی
۱۶
زمان وصل یوسف انتظاری‌ست
۱۷
حذر، ای شمع از این محفل‌که اینجا
۱۸
بقدر سر بریدن سرشماری‌ست
۱۹
من و ما نسخهٔ تحقیق هستی
۲۰
خطی داردکه آن لوح مزاری‌ست
۲۱
جهان مجنون سودای نقاب است
۲۲
ازین غافل که لیلی بی‌عماری‌ست
۲۳
مباشید از خواص جاه غافل
۲۴
بجنگید ای خروس‌آن‌، تاجداری‌ست
۲۵
وقار پیری ازگردون مجویید
۲۶
که طفلی عاشق دامن‌سواری‌ست
۲۷
چه فقر وکو غنا عام است رحمت
۲۸
ز خشک‌وتر مگو‌چشمه‌ساری‌ست
۲۹
غبارت چون سحرگر اوج‌گیرد
۳۰
فلکها پایمال خاکساری‌ست
۳۱
به هستی‌بیدل‌مفلس‌چه‌لافد
۳۲
ز قلقل شیشهٔ بی‌باده عاری‌ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.