زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بجاست‌شکوهٔ ما تا ره فغان خالیست
۲
زمین پراست دلش بسکه آسمان خالیست
۳
سراغ بلبل ما زین چمن مگیرومپرس
۴
خیال ناله فروش است و آشیان خالیست
۵
غبار غفلت ما را علاج نتوان‌کرد
۶
پر است دیده ز دیدار و همچنان خالیست
۷
شکست رنگ به عرض تبسمی نرسید
۸
ز ریشهٔ طربم‌کشت زعفران خالیست
۹
دل شکسته ره درد واکند ورنه
۱۰
لبم چو ساغرتصویر از فغان خالیست
۱۱
سپهر حسرت پرواز ناله‌ام دارد
۱۲
ز شوق تیر من آغوش این‌کمان خالیست
۱۳
ز بسکه منتظران تو رفته‌اند ز خویش
۱۴
چون نقش پا زنگه چشم بیدلان خالیست
۱۵
جهان‌چو شیشهٔ‌ساعت‌طلسم‌فقر و غناست
۱۶
پرست وقت دگرآنچه این زمان خالیست
۱۷
زکوچهٔ نی و جولان ناله هیچ مپرس
۱۸
مقام ناوک نازت در استخوان خالیست
۱۹
دلی به سینه ندارم چو دانهٔ گندم
۲۰
ازین متاع‌، من خسته را دکان خالیست
۲۱
به راه دوست ز محراب نقش پا پیداست
۲۲
که جای سجدهٔ دلها درین مکان خالیست
۲۳
درین هوسکده هرکس بضاعتی دارد
۲۴
دعاست مایهٔ جمعی‌که دستشان خالیست
۲۵
ز پهلوی پری‌کیسه قدرت است اینجا
۲۶
به عجز شیشه زند سنگ اگرمیان خالیست
۲۷
به رنگ نقش نگین بیدل ازسبکروحی
۲۸
نشسته‌ایم و زما جای ما همان خالیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.