زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیاکه هیچ بهاری به حسرت ما نیست
۲
شکسته رنگی امید بی‌تماشا نیست
۳
به قدر پر زدن ناله وسعتی داریم
۴
غبارشوق جنون مشرب است صحرا نیست
۵
زما ومن به سکوت ای حباب قانع باش
۶
که غیرضبط نفس نام این معما نیست
۷
غنا مخواه‌که تمثال هستی امکان
۸
برون آینهٔ احتیاج پیدا نیست
۹
چو موج اگر به‌شکستی رسی غنیمت‌دان
۱۰
درین محیط‌که جز دست عجز بالا نیست
۱۱
به هرچه می‌نگری پرفشان بیرنگی‌ست
۱۲
که‌گفته است جهان آشیان عنقا نیست
۱۳
اگر ز وهم برآیی چه موج و کو گرداب
۱۴
جهان به خویش فرو رفته است دریا نیست
۱۵
حساب هیچکسی تا کجا توان دادن
۱۶
بقا کدام و چه هستی فنا هم از ما نیست
۱۷
به آرمیدگی شمع رفته‌ایم از خویش
۱۸
دلیل مقصد از سرگذشتگان پا نیست
۱۹
به هرزه بال میفشان در این چمن بیدل
۲۰
که هر طرف نگری جز در قفس وا نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.