زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جزخون‌دل زنقد سلامت به دست نیست
۲
خط امان شیشه به غیر از شکست نیست
۳
آرام عاشق آینه‌پردازی فناست
۴
مانند شعله‌ای‌که زپا تا نشست نیست
۵
خلقی به وهم خویش پرافشان وحشت است
۶
لیک آنقدر رمی‌که‌کس از خویش رست نیست
۷
بنیاد عجز ریختهٔ رنگ سرکشی‌ست
۸
در طره‌ای‌که تاب ندارد شکست نیست
۹
ماییم و سرنگونی ازپا فتادگی
۱۰
در وادیی‌که نقش قدم نیز پست نیست
۱۱
جمعیت حواس در آغوش بیخودی‌ست
۱۲
ازهوش بهره نیست‌کسی راکه مست نیست
۱۳
دیوانگان اسیر خم و پیچ وحشتند
۱۴
قلاب ماهیان توموج است شست نیست
۱۵
دل صید شوق و دیده اسیر خیال توست
۱۶
ویرانه‌کشوری‌که به این بند و بست نیست
۱۷
عالم فریب دیدهٔ عاشق نمی‌شود
۱۸
آیینهٔ خیال تو صورت‌پرست نیست
۱۹
آسودگی چگونه شود فرش عافیت
۲۰
پای مراکه آبله هم زیردست نیست
۲۱
بیدل بساط وهم به خود چیده‌ام چو صبح
۲۲
ورنه زجنس‌هستی من‌هرچه‌هست‌نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.