زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صنعت نیرنگ دل بر فطرت‌ کس فاش نیست
۲
آینه تصوبرها می‌بندد و نقاش نیست
۳
جوش اشیا، اشتباه ذات بی‌همتاش نیست
۴
کثرت صورت غبار وحدت نقاش نیست
۵
کفر و دین‌، شک و یقین سازی‌ست بی‌آهنگ ربط
۶
هوش اگر دا‌ری بفهم ای بیخبر پرخاش نیست
۷
عقل‌گو خون شو به دور اندیشی رد و قبول
۸
در حضورآباد استغنا برو، یا باش نیست
۹
هرچه خواهی در غبار نیستی آماده گیر
۱۰
!ی تنک سرمایه، چون هستی‌، عدم قلاش نیست
۱۱
چون حباب این چیدن و واچیدن افسون هواست
۱۲
خیمهٔ اوهام را غیر از نفس فراش نیست
۱۳
بی‌تکلف زی تب و تاب امید و یاس چند
۱۴
عالم شوق است اینجا جای بوک وکاش نیست
۱۵
شوخ چشمی برنمی‌دارد ادبگاه جلال
۱۶
قدردان آفتاب امروز جز خفاش نیست
۱۷
موج دریای تعین‌گر همین جوش من است
۱۸
آنچه خلق‌، آب بقا دارد،‌گمان جز شاش نیست
۱۹
ربش گاوی چیست‌؟ امید مراد از مردگان
۲۰
زین مزارات آنکه چیزی یافت جز نباش نیست
۲۱
بگذر از افسانهٔ تحقیق‌، فهم این است و بس
۲۲
تا تو آگاهی رموز هیچ چیزت فاش نیست
۲۳
نوبهار آیینه در دست از هجوم رنگ و بوست
۲۴
بید‌ل این الفاظ غیر از صورت معناش نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.