زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برق با شوقم شراری بیش نیست
۲
شعله طفل نی‌سواری بیش نیست
۳
آرزوهای دو عالم دستگاه
۴
ازکف خاکم غباری بیش نیست
۵
چون شرارم یک نگه عرض است و بس
۶
آینه اینجا دچاری بیش نیست
۷
لاله وگل زخمی خمیازه‌اند
۸
عیش این‌گلشن خماری بیش نیست
۹
تا به‌کی نازی به حسن عاریت
۱۰
ما و من آیینه‌داری بیش نیست
۱۱
می‌رود صبح و اشارت می‌کند
۱۲
کاین‌گلستان خنده‌واری بیش نیست
۱۳
تا شوی آگاه فرصت رفته است
۱۴
وعدهٔ وصل انتظاری بیش نیست
۱۵
دست از اسباب جهان برداشتن
۱۶
سعی‌گر مرد است‌کاری بیش نیست
۱۷
چون سحر نقدی‌که در دامان تست
۱۸
گربیفشانی غباری بیش نیست
۱۹
چند در بند نفس فرسودنست
۲۰
محوآن دامی‌که تاری بیش نیست
۲۱
صد جهان معنی به لفظ ماگم است
۲۲
این نهانها آشکاری بیش نیست
۲۳
غرقهٔ وهمیم ورنه این محیط
۲۴
از تنک آبی‌کناری بیش نیست
۲۵
ای شرر از همرهان غافل مباش
۲۶
فرصت ما نیزباری بیش نیست
۲۷
بیدل این‌کم‌همتان بر عز و جاه
۲۸
فخرها دارند و عاری بیش نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.