زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تعین جز افسون اوهام نیست
۲
نگین خنده‌ای می‌کند نام نیست
۳
به بی‌مقصدی خلق تک می‌زند
۴
همه قاصدانند و پیغام نیست
۵
جهان سرخ‌وش پستی فطرت است
۶
هواهاست در هر سر و، بام نیست
۷
فروغ یقین بر دلکش نتافت
۸
درین خانه‌ها وضع‌گلجام نیست
۹
کسی‌تاکجا ناز سبزان‌کشد
۱۰
به هندوستان یک گل‌اندام نیست
۱۱
به هم دوستان را غنودن‌کجاست
۱۲
دو مغزی به هر جنس بادام نیست
۱۳
به غفلت چراغان‌کنید از عرق
۱۴
که بالیدن سایه بی‌شام نیست
۱۵
دماغ حریفان حسرت رساست
۱۶
به خمیازه ترکن لبت‌، جام نیست
۱۷
چه اوج سپهر و چه زیرزمین
۱۸
به هرجا تویی جای آرام نیست
۱۹
رعونت اگر نشئهٔ زندگی‌ست
۲۰
سر زنده باگردنت رام نیست
۲۱
غبار عدم باش و آسوده زی
۲۲
به این جامه تکلیف احرام نیست
۲۳
ضروری ندارم سخن می‌کنم
۲۴
اداهایم از عالم وام نیست
۲۵
قناعت کفیل بهار حیاست
۲۶
گل طینتم بیدل ابرام نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.