زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پیش چشمی‌که نورعرفان نیست
۲
گر بود آسمان نمایان نیست
۳
عمرها شد، دمیده است آفاق
۴
بی‌لباسی هنوز عریان نیست
۵
شمع راگر به فکرخویش سری‌ست
۶
تاکف پاش جزگریبان نیست
۷
نقشبند خیال دور مباش
۸
گل چه داردکزین‌گلستان نیست
۹
باید از نقد اعتبارگذشت
۱۰
جنس بازار عبرت ارزان نیست
۱۱
برفلک هم خم است دوش هلال
۱۲
ناتوانی کشیدن آسان نیست
۱۳
نرگستان عبرتیم همه
۱۴
چشم ا‌زخود بپوش مژگان نیست
۱۵
عاجزی خضر وادی ادب است
۱۶
پای خوابیده جز به دامان نیست
۱۷
تا نفس از تپش نیاساید
۱۸
جمع‌گردیدن دل امکان نیست
۱۹
خجلتی چیده‌اید برچینید
۲۰
خودفروشان‌! زمانه دکان نیست
۲۱
سجده را مفت عافیت شمرید
۲۲
جبهه‌سایی کف پشیمان نیست
۲۳
کام عیش از صفای دل طلبید
۲۴
خانه آتش زدن چراغان نیست
۲۵
شرم‌دار از طلب‌که بر در خلق
۲۶
سیلیی هست اگر خوری نان نیست
۲۷
گه بخور ای طمع‌که نان خسان
۲۸
هضم ناگشته باب دندان نیست
۲۹
بیدل امروز در مسلمانان
۳۰
همه‌چیز است لیک ایمان نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.