غزل شمارهٔ ۱۵۶۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من اشتر مست شهریارم
۲
آن خایم کز گلو برآرم
۳
چون گلبن روی اوست خویم
۴
اشکوفه من بود نثارم
۵
چون بحر اگر ترش کنم رو
۶
پرگوهر و در بود کنارم
۷
گر یار وصال ما نجوید
۸
با عشق وصال یار غارم
۹
خواری که به پیش خلق عار است
۱۰
آن عار شدهست افتخارم
۱۱
باد منطق برون کن از لنج
۱۲
کز باد نطق در این غبارم