زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در خیال مزن فهم خویش سازتو نیست
۲
چو شمع جیب‌تو جز بوتهٔ‌گداز تو نیست
۳
زکارگاه خیالت کسی چه پرده درد
۴
که فطرت توهم از محرمان رازتو نیست
۵
به غیر نیستی از اعتبار عالم رنگ
۶
به هرچه فخرکنی باب امتیازتو نیست
۷
زدستگاه تصنع تری به آب مبند
۸
حقیقتی‌که تو داری به جز مجاز تو نیست
۹
به سایه نیز ندارد غرور خاک حساب
۱۰
نشیب هرچه‌کنی فهم جزفرازتونیست
۱۱
به غیر سجده ز خاک ضعیف منفعلی‌ست
۱۲
ز جست وخیز برآ این قدر نماز تو نیست
۱۳
تردد دو جهان آرزوی مقصد خلق
۱۴
به‌عرصه‌ای‌ست‌که یک‌گام هرزه‌تاز تو نیست
۱۵
به پردهٔ تپش دل هراز مضراب است
۱۶
توگر نفس نزنی دهر نغمه‌سازتو نیست
۱۷
زچشم بستن خود غافلی‌، امل تا چند
۱۸
حریف نیم‌گره رشتهٔ دراز تو نیست
۱۹
ز اختیار درین بزم دم مزن بیدل
۲۰
جهان‌، جهان نیاز است‌، جای ناز تو نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.