غزل شمارهٔ ۷۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تو آفتاب و جهان جزبه جستجوی تو نیست
۲
بهار در نظرم غیر رنگ و بوی تو نیست
۳
ازین قلمرو مجنونکسی نمیجوشد
۴
که نارسیده بهفهمت درآرزوی تو نیست
۵
خروشکنفیکون در خم ازل ازلیست
۶
نوایکس به خرابات های و هوی تو نیست
۷
ز دور باش ادب خیز حکم یکتایی
۸
غبارما همهگرخون شود بهکوی تونیست
۹
جهان به حسرت دیدار میزند پر و بال
۱۰
ولی چه سودکه رفع حجاب خوی تونیست
۱۱
ز بینیازی مطلق، شکوه چوگانت
۱۲
بهعالمیستکهاین هفت عرصه،گوی تو نیست
۱۳
بهکار خانهٔ یکتایی این چه استغناست
۱۴
جهانجلوهای و جلوه روبروی تو نیست
۱۵
ز جوش بحر نواهاست در طبیعت موج
۱۶
من وتویی همه آفاق غیرتوی تونیست
۱۷
هزار آینه توفان حیرتست اینجا
۱۸
که چشم سوی توداریم و هیچ سوی تونیست
۱۹
حدیث مکتب عنقا چه سرکند بیدل
۲۰
که حرف و صوت جزافسانهٔ مگوی تو نیست