زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مبتذل صبح و شام تازگی‌ آرنده نیست
۲
مسخرهٔ روزگار آنقدرش خنده نیست
۳
آینه در پیش‌ گیر محرم تحقیق باش
۴
غیر ز خود رفتنت پیش توآینده نیست
۵
وشت طور زمان لمعهٔ برق است وبس
۶
علت‌ کوری‌ست‌ گر چشم تو ترسنده نیست
۷
صافدلان فارغند شکوه ارهام چند
۸
گر دلت از خود پر است آینه شرمنده نیست
۹
درکف اخلاق تست رشتهٔ تسخیر خلق
۱۰
غافل از احسان مباش هیچ کست بنده نیست
۱۱
مصدر ایذای خلق در همه جا ناسزاست
۱۲
گر همه در پرپاست !بله زببنده نیست
۱۳
هیچکس از گل نچید رایحهٔ انفعال
۱۴
خبث چه بو می‌دهد گر دهنت ‌گنده نیست
۱۵
طبع حرون خم نزد جزبه در احتیاج
۱۶
بی‌طلب‌کاه و جوگاو سرافکنده نیست
۱۷
تخت سلیمان جاه پایهٔ قدرش هواست
۱۸
دود دماغ حباب آن همه پاینده نیست
۱۹
فقر به هرجاکشد دامن اقبال ناز
۲۰
چرخ به صد طلسش پینهٔ یک زنده نیست
۲۱
ای همه وهم و گمان در الم رفتگان
۲۲
رشه‌کن و جامه در، یشم‌کسی‌کنده نیست
۲۳
خواه دلت چاک زن خواه به سرخاک ریز
۲۴
دهر ز وضع غرور بهر تو گردنده نیست
۲۵
به ‌که دل منفعل از خودت آگه ‌کند
۲۶
ور نه به پیشت ‌کسی آینه‌ دارنده نیست
۲۷
بیدل از این چارسو عشوه ی دیگر مخر
۲۸
غیر فنا هیچ جنس نزد حق ارزنده نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.