زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هیچکس جز یأس‌، غمخوار من دیوانه نیست
۲
بر چراغ داغ غیر از سوختن پروانه نیست
۳
چشمهٔ داغی به ذوق سوختن جوشیده‌ام
۴
آب‌ چون ‌خورشید غیر از آتشم‌ در خانه نیست
۵
کی شود برق نگه دام شکستنهای اشک
۶
رفتن از خویش است اینجا بازی طفلانه نیست
۷
شیوه مجنون ز وضع نامداران روشن است
۸
سنگ بر سرکی زند خاتم اگر دیوانه نیست
۹
عمرها شد در خیال نفی هستی سرخوشیم
۱۰
باده ما جز گداز شیشه و پیمانه نیست
۱۱
هر نفس فرصت پیام مژدهٔ دیدار اوست
۱۲
صد مژه بر خواب پا باید زدن افسانه نیست
۱۳
دل به انداز غبار ناله از خود رفته است
۱۴
ریشهٔ ما هرقدر بر خویش بالد دانه نیست
۱۵
داغ نیرنگ تغافل مشربیهای دلم
۱۶
عالمی ناآشنا می‌گردد و بیگانه نیست
۱۷
ای هجوم بیخودی رحمی‌ که در ضبط شعور
۱۸
لغزش واماندهٔ ما آنقدر مستانه نیست
۱۹
بیدل ارباب تماشا از تحیر نگسلند
۲۰
چشم را غیر از ‌نگه پیداست شمع خانه نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.