زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت
۲
گام اول چون شرر خود را به جای پاگذشت
۳
وارث دیگر ندارد دودمان زندگی
۴
هرکه‌حسرت‌برد اپن‌جا عبرتی‌بر ماگذاشت
۵
درتماشای تو چون آ‌بینه از جنس شعور
۶
آنچه با ما بود حیرت بود و چشمی واگذاشت
۷
الوداع ای نغمهٔ فرصت‌، ‌کز افسون امل
۸
عشرت امروز ما بنیاد بر فردا گذاشت
۹
بی‌نیازیهای یأس از بهر ما سامان نکرد
۱۰
آنقدر دستی که نتوان دامن دلها گذاشت
۱۱
بعد ازین دربند گوهر خاک می‌باید شدن
۱۲
قطر ما رقص موجی داشت در دریاگذاشت
۱۳
درگداز خود چو اخگر فیض مرهم دیده ایم
۱۴
می‌توان خاکستر ما را به داغ ما گذاشت
۱۵
همت ما را دماغ بی‌نشانی هم نبود
۱۶
خودنمایی اینقدر سر در پی عنقا گذاشت
۱۷
سجده شکر فنا خاص جبین شمع نیست
۱۸
هرکه طی‌کرد این بیابان سر به زیر پا گذاشت
۱۹
جور طفلان هم بهار راحت دیوانه است
۲۰
سر به سنگی می‌نهد گر دامن صحرا گذاشت
۲۱
گر عروج آهنگی‌، از زندانگه‌گردون برآ
۲۲
می سراپا نشئه شد تا دامن مینا گذاشت
۲۳
شب ز برق بیخودی چون‌کاغذ آتش‌زده
۲۴
سوختم چندان‌که داغت بر تن من جاگذاشت
۲۵
چو سپند از درد و داغ بی‌کسیهایم مپرس
۲۶
دود آهی داشتم رفت و مرا تنها گذاشت
۲۷
هرکه زد بیدل به سیر وادی حیرت قدم
۲۸
گام اول حسرت رفتن چو نقش پا گذاشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.