زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش در راه خیالت عجز شوق آهنگ داشت
۲
سعی‌ جولانی که‌ نازشها به پای لنگ داشت
۳
دل به ذوقِ جلوه‌ات با عالمی کرد‌ه‌ست صلح
۴
ورنه ‌این شخص‌ جنون ‌با سایهٔ ‌خود جنگ داشت
۵
در گلستانی ‌که حیرت فرش جولان تو بود
۶
چشم هر برگ گل آشوب از غبار رنگ داشت
۷
بی‌تو از هر قطره اشکم ریخت رنگ ناله‌ای
۸
آرزو در پردهٔ چشمم عجب آهنگ داشت
۹
اینهمه دام خیالاتی که بر هم چیده‌ایم
۱۰
نیست جرم ما و تو معجون هستی بنگ داشت
۱۱
جور گردون هم نکرد اصلاح سختیهای دل
۱۲
آسیا زین دانه‌ گویی زیر دندان سنگ داشت
۱۳
با همه شور هوس بی‌حس‌تر از آیینه‌ایم
۱۴
حیرت آن جلوه ما را اینقدرها دنگ داشت
۱۵
خامشیهایش هجوم آباد چندین شور بود
۱۶
رنگ ناگردانده تو‌‌فان‌کاری نیرنگ داشت
۱۷
دل شکستم شور توفان هوسها آرمید
۱۸
شیشهٔ‌ناخورده بر سنگ‌انجمن‌را تنگ داشت
۱۹
عمر همچون سایه در اندیشهٔ غفلت‌گذشت
۲۰
تا نمودی داشتم آیینهٔ من زنگ داشت
۲۱
پایهٔ تعظیم ما را گردباد آیینه است
۲۲
هرکه دامن از بساط خاک چید اورنگ داشت
۲۳
شب‌که حسنش بود بپدل غارت‌اندیش بهار
۲۴
غنچه تا بیدار گشتن دامنی در چنگ داشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.