زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت
۲
مهر بال و پر همان جز بیضهٔ عنقا نداشت
۳
عالمی زین بزم عبرت مفلس و مایوس رفت
۴
کس‌ نشد آگه‌ که‌ چیزی‌ داشت‌ با خود یا نداشت
۵
بیکسی زحمت‌پرست منت احباب نیست
۶
یاد ایامی‌ که کس یاد از غبار ما نداشت
۷
هرچه پیش آمد همان رو بر قفاکردیم سیر
۸
یک قلم دی داشتیم امروز ما فردا نداشت
۹
دعوی صاحبدلی از هرزه‌گویان باطل است
۱۰
تا نفس بی‌ضبط می‌زد شیشه‌گر مینا نداشت
۱۱
مشق ‌همواری درین مکتب دلیل خامشی‌ست
۱۲
تا درشتی داشت سنگ ‌سرمه جز غوغا نداشت
۱۳
حرص هر سو، ره برد بر سیم و زر دارد نظر
۱۴
زاهد از فردوس هم مطلوب جز دنیا نداشت
۱۵
قانعان سیراب تسکین از زلال دیگرند
۱۶
آب شیربنی ‌که‌ گوهر دارد از در‌با نداشت
۱۷
تا ز تمکین نگذرند آداب‌دانان وفا
۱۸
شمع‌محفل در سرآتش داشت زیر پا نداشت
۱۹
تا بیابان مرگ نومیدی نباید زیستن
۲۰
هر‌کجا رفتیم ما را بیکسی تنها نداشت
۲۱
دوری‌ام زان آستان دیوانه‌ کرد اما چه سود
۲۲
آنقدر خاکی‌که افشانم به سر صحرا نداشت
۲۳
چون نفس بیدل نفسها در تردد سوختم
۲۴
گوشهٔ دل جای راحت بود اما جا نداشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.