زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت
۲
گر شوی حلقه‌که چشم آنسوی در خواهی داشت
۳
زبن شبستان هوس عشوه چه خواهی خوردن
۴
شمع‌‌سان‌گل به سر از باغ سحر خواهی داشت
۵
یک عرق‌وارگر از شرم طلب آب شوی
۶
تا ابد درگره قطره‌گهر خواهی داشت
۷
شب وصل است‌کنون دامن او محکم‌دار
۸
پاس ناموس ادب وقت دگرخواهی داشت
۹
تهمت نام تجرد به مسیحا ستم است
۱۰
میخلی در دل خود سوزن اگر خواهی داشت
۱۱
یک حلب شیشه‌گر از هر قدمت می‌جوشد
۱۲
خاطرآبله در سیر و سفر خواهی داشت
۱۳
گر بسوزی ورق‌نه فلک ازآتش عشق
۱۴
یادگار من و دل یک دو شرر خواهی داشت
۱۵
بیدل این بار امانت به زمین سود سرت
۱۶
تاکجاجامهٔ‌معشوق به‌بر خواهی‌داشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.