زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پرواگذشت
۲
موج خجلت سرو را چون قمری از بالاگذشت
۳
وای بر حال کمند ناله‌های نارسا
۴
کان تغافل پیشه از معراج استغناگذشت
۵
ما به چندین‌کاروان حسرت‌کمین رهبریم
۶
شمع در شبگیر دود دل عجب تنهاگذشت
۷
محو دل شوتا توانی رستن از آفات دهر
۸
موج بی‌وصل‌گهر نتواند از دریاگذشت
۹
بسته‌ای‌احرام صد عقبا امل اما چه سود
۱۰
فرصت نگذشته‌ات پیش ازگذشتنهاگذشت
۱۱
بی‌نشانی در نشان پر می‌زند هشیار باش
۱۲
گر همه عنقا شوی نتوانی از دنیاگذشت
۱۳
آبله مخموری واماندگیهایم نخواست
۱۴
زین بیابان لغزشم آخر قدح پیماگذشت
۱۵
گر برون آیم ز فکر دل اسیر دیده‌ام
۱۶
عمر من چون می به بند ساغر و میناگذشت
۱۷
بر غنا زد احتیاج خست ابنای دهر
۱۸
تنگدستی در عزیزان ماند لیک از ماگذشت
۱۹
عافیتها بسکه بود آن سوی پرواز امل
۲۰
کرد استقبال امروزی‌که از فرداگذشت
۲۱
گرزدنیا بگذری تشویش عقبا حایل است
۲۲
تا ز خود نگذشته‌ای می‌بایدت صد جاگذشت
۲۳
بیدل از رنگ شکست شیشه‌ای خندیده است
۲۴
کز غبارش ناله نتواند به سعی‌پاگذشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.