زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فرصت نظاره تا مژگان گشودن درگذشت
۲
تیغ برقی بود هستی آمد و از سر گذشت
۳
وحشتی زین‌بزم چون‌شمعم به خاطر درگذشت
۴
چین دامن آنقدرها موج زد کز سرگذشت
۵
بربنای ما فضولی خشت تمکینی نچید
۶
آرزو چون فربهی زین پهلوی لاغرگذشت
۷
امتحان هرجا عیار قدر رعنایی گرفت
۸
سرنگونی صد سر و گردن ز ما برتر گذشت
۹
آب آب‌ گوهر، آتش آتش یاقوت شد
۱۰
هرچه آمد بر سر ما از گذشتن ‌درگذشت
۱۱
یافتم آخر ز مقصدکوشی توفیق عجز
۱۲
لغزش پایی‌که پروازش به ز‌یر پرگذشت
۱۳
قدر بحر رحمت از کم‌همتی نشناختیم
۱۴
از غرور خشکی دامن جبینها ترگذشت
۱۵
عبرتی می‌خواست مخمور زلال زندگی
۱۶
آب شد آیینه و از چشم اسکندرگذشت
۱۷
مشق اسرار دبستان ادب پر نازک‌ست
۱۸
نام لغزش تا نوشتی خامه از مسطر گذشت
۱۹
می‌چکد خون دو عالم از نگاه واپسین
۲۰
بیخبر از خود مگو می‌باید از دلبر گذشت
۲۱
سخت‌بیرن‌است شوق از ساز وحشتها مپرن
۲۲
عمر پروازم به جست و جوی بال و پر گذشت
۲۳
می‌روم ‌بی ‌دست و پا چون ‌شمع و از هر عضو من
۲۴
آبله‌ گل می‌کند، تا عرضه دارد سرگذشت
۲۵
با دل جمعم‌کنون مأیوس باید زبستن
۲۶
سیر دریا دور موجی داشت از گوهر گذشت
۲۷
ضعف بیمار محبت تا کجا دارد اثر
۲۸
ناله هم امشب به پهلوی من از بستر گذشت
۲۹
بیدل از جمعیت دل بی‌نیاز عالمم
۳۰
گوهر از یک قطره پل بستن ز دریا در گذشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.