متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت
۲
زدم به دامن خود دست و یافتم چنگت
۳
دماغ زمزمهٔ بی‌نیازی‌ات نازم
۴
که تا دمید برآهنگ ما زد آهنگت
۵
نقاب بر نزدن هم قیامت‌آرایی‌ست
۶
فتاده در همه آفاق آتش سنگت
۷
به غیر چاک‌گریبان‌گلی نرست اینجا
۸
درین چمن چه جنون‌کرد شوخی رنگت
۹
چه ممکن است جهان را ز فتنه آسودن
۱۰
فتاده بر صف برگشتهٔ مژه جنگت
۱۱
حیا نبود کفیل برون خرامی ناز
۱۲
دل‌گرفتهٔ ما کرد اینقدر ننگت
۱۳
براین ترانه‌که ما رنگ نوبهار توایم
۱۴
رسیده‌ایم به گلهای تهمت ننگت
۱۵
جهان وهم چه مقدار منفعل تک وپوست
۱۶
که جستجوکند آنگه به عالم بنگت
۱۷
علاج دوری‌غفلت به جهد ناید راست
۱۸
نشسته‌ایم به منزل هزار فرسنگت
۱۹
نه دیده قابل دیدن نه لب حریف بیان
۲۰
نگ‌ه ما متحیر زبان ما دنگت
۲۱
کراست زهرهٔ جهدی‌که دامنت گیرد
۲۲
چودست ما همه شلت چوپای ما لنگت
۲۳
زبان آینه‌، پرداز می‌دهم بیدل
۲۴
بهارکرد مرا پرفشانی رنگت
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.