متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زهی هنگامهٔ امکان‌، جنون‌ساز غریبانت
۲
زمین و آسمان یک چاک دامن تا گریبانت
۳
کتاب معرفت سطری ز درس فهم مجهولت
۴
دو عالم آگهی تعبیری از خواب پریشانت
۵
کدامین راه و کو منزل‌، ‌کجا می‌تازی ای غافل
۶
به فکر دشت و در مُردی و در جیب است میدانت
۷
به انداز تغافل تا به کی خواهی جنون کردن
۸
غبار انگیخت از عالم به پای خفته جولانت
۹
به پیش پا نمی‌بینی چه افسون است تحقیقت
۱۰
زبان خود نمی‌فهمی چه نیرنگ است عرفانت
۱۱
نه‌غیری خوانده‌افسونت نه لیلی‌کرده مجنونت
۱۲
همان ‌شوق تو مفتونت همان چشم تو حیرانت
۱۳
پی تحقیق‌گردی می‌کنی از دور و بیتابی
۱۴
ندانم اینقدر بر خود که افشانده‌ست دامانت
۱۵
شهادت تا رموز غیب پر بی ‌پرده بود اینجا
۱۶
اگر می‌گشتی آگاه از گشاد و بست مژگانت
۱۷
جهانی نقش بستی لیک ننمود‌ی به‌کس بیدل
۱۸
به این‌حیرت چه ‌مکتوبی ‌که نتوان خواند عنوانت
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.