متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیا ای جام و مینای طرب نقش‌کف پایت
۲
خرام موج می مخمور طرز آمدنهایت
۳
نفس در سینه‌، نکهت آشیان خلد توصیفت
۴
نگه در دیده شبنم پرور باغ تماشایت
۵
شکوه جلوه‌ات جز در فضای دل نمی‌گنجد
۶
جهان پرگردد ازآیینه تا خالی شود جایت
۷
پر اسان است اگرتوفیق بخشد نور بیتابی
۸
تماشای بهشت ازگوشهٔ چشم تمنایت
۹
توان در موج ساغر غوطه زد از نقش پیشانی
۱۰
به مستی‌گر دهد فرمان نگاه نشئه پیمایت
۱۱
فروغ شمع هم مشکل تواند رنگ‌گرداندن
۱۲
در آن محفل‌که منع دور ساغر باشد ایمایت
۱۳
مروت صرف ایجادت‌کرم فیض خدا دادت
۱۴
ادب تعمیر بنیادت حیا آثار سیمایت
۱۵
نظراندیشی وهمم به داغ غیر می‌سوزد
۱۶
دلی آیینه سازم‌کز تو ریزم رنگ همتایت
۱۷
هواخوه تو اکسیر سعادت در بغل دارد
۱۸
نفس بودم سحرگل‌کردم از فیض دعاهایت
۱۹
تهی از سجدهٔ شوقت سر مویی نمی‌یابم
۲۰
سراپادر جبین می‌غلتم از یاد سراپایت
۲۱
اثر محو دعای بیدل است امید آن دارد
۲۲
که بالد دین و دنیا در پناه دین و دنیایت
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.