متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بی‌مغزی و داری به من سوخته جان بحث
۲
ای پنبه مکن هرزه به آتش‌نفسان بحث
۳
از یک نفس است این همه شور من و مایت
۴
بریک رگ‌گردن چقدر چیده دکان بحث
۵
با چرخ دلیری بود اسباب ندامت
۶
ای دیده‌وران صرفه ندارد به دخان بحث
۷
در ترک تامل الم شور و شری نیست
۸
بلبل ننماید به چمن فصل خزان بحث
۹
از مدرسه دم نازده بگریز وگزنه
۱۰
برخاست ر‌گ گردن و آمد به میان بحث
۱۱
در نسخهٔ مرگ است‌ گر انصاف توان یافت
۱۲
تا علم فنا نیست همان بحث و همان بحث
۱۳
از عاجزی من جگر خصم‌ کباب است
۱۴
با آب‌ کند آتش سوزنده چسان بحث
۱۵
زبر و بم این انجمن آفاق خروش است
۱۶
هر دم زدن اینجا دم تیغ است و فسان بحث
۱۷
با سنگ جنون می‌کند انداز شرارم
۱۸
عمری‌ست‌که دارد به نگه خواب‌گران بحث
۱۹
در معرکهٔ هوش ‌که خون باد بساطش
۲۰
تا رنگ نگردید نگرداند عنان بحث
۲۱
گر درس ‌خموشی سبق حال تو باشد
۲۲
بیدل نرسد برتو ز ابنای زمان بحث
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.