متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به عبرت آب شو ای ‌غافل از خمیدن موج
۲
که خودسری چقدر گشته بار گردن موج
۳
درین محیط که دارد اقامت‌آرایی
۴
کشیده است هجوم شکست دامن موج
۵
عنان زچنگ هوس واستان‌که بررخ بحر
۶
هواست باعث شمشیر برکشیدن موج
۷
به عجز ساز و طرب‌ کن‌ که در محیط نیاز
۸
شکستگی‌ست لباس حریر بر تن موج
۹
غبار شکوه ز روشندلان نمی‌جوشد
۱۰
در اب چشمهٔ ایینه نیست شیون موج
۱۱
نکرد الفت مژگان علاج وحشت اشک
۱۲
به مشت خس که تواند گرفت دامن موج
۱۳
سراغ عمر زگرد رم نفس‌ کردیم
۱۴
محیط بود تحیر عنان رفتن موج
۱۵
مرا به فکر لبت‌ کرد غنچهٔ گرداب
۱۶
نفس نفس به لب بحر بوسه دادن موج
۱۷
ز بیقراری ما فارغ است خاطر یار
۱۸
دل ‌گهر چه خبر دارد از تپیدن موج
۱۹
به بحر عشق ‌که را تاب ‌گردن‌ افرازیست
۲۰
همین شکستگیی هست پیش بردن موج
۲۱
ز بیدلان مشو ایمن‌ که تیر آه حباب
۲۲
به یک نفس‌گذرد از هزار جوشن موج
۲۳
توان به ضبط نفس معنی دل انشاکرد
۲۴
حباب شیشه نهفته‌ست در شکستن موج
۲۵
چو گوهر از دم تسدم‌کن سپر بیدل
۲۶
درتن محیط‌که تیغ است سرکشیدن موج
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.