متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تنگی آورده خانهٔ صیاد
۲
یک دو چاک قفس‌کنید زیاد
۳
سیرآن جلوه مفت فرصت ماست
۴
نوبهاریم چشم بد مرساد
۵
عشق چون شمع در تلاش سجود
۶
سر ما را به پای ما سر داد
۷
نفس آنست آنکه‌تا رسید به لب
۸
گرد ما چون سحر قیامت زاد
۹
دل تنگ آخر از جهان بردبم
۱۰
عقده ای داشتیم و کس نگشاد
۱۱
بیستون در غبار سرمه‌کم ست
۱۲
ناله هم رفت در پی فرهاد
۱۳
چیست شغل جهان حیرانی
۱۴
خاک خوردن به قدر استعداد
۱۵
ازکف وارثان نرفت برون
۱۶
زر قارون‌، عمارت شداد
۱۷
خفته‌ای زیر سقف بی‌دیوار
۱۸
عیش این خانه‌ات مبارک باد
۱۹
یار عمری‌ست‌نام ما نگرفت
۲۰
این فراموشی ازکه دارد یاد
۲۱
نامه دل بود درکف امید
۲۲
برکه خواندم که باز نفرستاد
۲۳
تا چراغم رسد به خاموشی
۲۴
همه شب سرمه می‌کنم ایجاد
۲۵
گردم این نه قفس نمی‌یابد
۲۶
گر به زیر‌پرم‌کنند آزاد
۲۷
چون سپندم در آتشی‌که مپرس
۲۸
سرمه گردم اگرکنم فریاد
۲۹
محمل‌شمع‌می‌کشم‌بیدل
۳۰
خدمت پا به‌گردنم افتاد
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.