غزل شمارهٔ ۹۱۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر شور مستیام کند اندیشه گردباد
۲
درگردش قدح شکند شیشه گردباد
۳
از رشک وحشتی که گرفتهست دامنم
۴
ترسم به پای خوبش زند تیشه گردباد
۵
شور جهان ترانهٔ دود دماغ کیست
۶
صد دشت و در تنیده به یک ربشه گردباد
۷
جولان شوق باک ندارد ز خار و خس
۸
مشکل ز پیش پا کند اندیشه گردباد
۹
نخل جنون علم کش باغ و بهار نیست
۱۰
سر برنمیکشد مگر از بیشه گردباد
۱۱
هرجا نشان دهند ز سرگشتگان عشق
۱۲
پیچد به من ز غیرت هم پیشه گردباد
۱۳
بیدل در این حدیقه نشد جز من آشکار
۱۴
سرگشتگی نهال وگل ریشه گردباد
