Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۵۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
۲
عالمی برهم زدیم و چست و بیرون تاختیم
۳
چون براق عشق عرشی بود زیر ران ما
۴
گنبدی کردیم و سوی چرخ گردون تاختیم
۵
عالم چون را مثال ذره‌ها برهم زدیم
۶
تا به پیش تخت آن سلطان بی‌چون تاختیم
۷
فهم و وهم و عقل انسان جملگی در ره بریخت
۸
چونک از شش حد انسان سخت افزون تاختیم
۹
چونک در سینور مجنونان آن لیلی شدیم
۱۰
سرکش آمد مرکب و از حد مجنون تاختیم
۱۱
نفس چون قارون ز سعی ما درون خاک شد
۱۲
بعد از آن مردانه سوی گنج قارون تاختیم
۱۳
دشت و هامون روح گیرد گر بیابد ذره‌ای
۱۴
ز آنچ ما از نور او در دشت و هامون تاختیم
۱۵
بس صدف‌های چو گوهر زیر سنگی کوفتیم
۱۶
تا به سوی گنج‌های در مکنون تاختیم
۱۷
سوی شمع شمس تبریزی به بیشه شیر جان
۱۸
بوده پروانه نپنداری که اکنون تاختیم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: شمع; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira