Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۶۱۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم
۲
من از آن خارکشانم که شود خار حریرم
۳
به کی مانم به کی مانم که سطرلاب جهانم
۴
همه اشکال فلک را به یکایک بپذیرم
۵
ز پس کوه معانی علم عشق برآمد
۶
چو علمدار برآمد برهاند ز زحیرم
۷
ز سحر گر بگریزم تو یقین دان که خفاشم
۸
ز ضرر گر بگریزم تو یقین دان که ضریرم
۹
چو ز بادی بگریزم چو خسم سخره بادم
۱۰
چو دهانم نپذیرد به خدا خام و خمیرم
۱۱
نه چو خورشید جهانم شه یک روزه فانی
۱۲
که نیندیشد و گوید که چه میرم که بمیرم
۱۳
نه چو گردون نه چو چرخم نه چو مرغم نه چو فرخم
۱۴
نه چو مریخ سلح کش نه چو مه نیمه و زیرم
۱۵
چو منی خوار نباشد که تویی حافظ و یارم
۱۶
بر خلق ابن قلیلم بر تو ابن کثیرم
۱۷
هنر خویش بپوشم ز همه تا نخرندم
۱۸
بدو صد عیب بلنگم که خرد جز تو امیرم
۱۹
نخورم جز جگر و دل که جگرگوشه شیرم
۲۰
نه چون یوزان خسیسم که بود طعمه پنیرم
۲۱
ز شرر زان نگریزم که زرم نی زر قلبم
۲۲
ز خطر زان نگریزم که در این ملک خطیرم
۲۳
همگان مردنیانند نمایند و نپایند
۲۴
تو بیا کآب حیاتی که ز تو نیست گزیرم
۲۵
تو مرا جان بقایی که دهی جام حیاتم
۲۶
تو مرا گنج عطایی که نهی نام فقیرم
۲۷
هله بس کن هله بس کن کم آواز جرس کن
۲۸
که کهم من نه صدایم قلمم من نه صریرم
۲۹
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
۳۰
همه می گوی و مزن دم ز شهنشاه شهیرم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira