Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۶۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
۲
بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم
۳
جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم
۴
خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم
۵
تا نجوشیم از این خنب جهان برناییم
۶
کی حریف لب آن ساغر و پیمانه شویم
۷
سخن راست تو از مردم دیوانه شنو
۸
تا نمیریم مپندار که مردانه شویم
۹
در سر زلف سعادت که شکن در شکن است
۱۰
واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم
۱۱
بال و پر باز گشاییم به بستان چو درخت
۱۲
گر در این راه فنا ریخته چون دانه شویم
۱۳
گر چه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم
۱۴
گر چه شمعیم پی نور تو پروانه شویم
۱۵
گر چه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم
۱۶
تا بر این نطع ز فرزین تو فرزانه شویم
۱۷
در رخ آینه عشق ز خود دم نزنیم
۱۸
محرم گنج تو گردیم چو پروانه شویم
۱۹
ما چو افسانه دل بی‌سر و بی‌پایانیم
۲۰
تا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم
۲۱
گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم
۲۲
ور کلیدی کند او ما همه دندانه شویم
۲۳
مصطفی در دل ما گر ره و مسند نکند
۲۴
شاید ار ناله کنیم استن حنانه شویم
۲۵
نی خمش کن که خموشانه بباید دادن
۲۶
پاسبان را چو به شب ما سوی کاشانه شویم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: پروانه; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

خرابات

به‌کارگیری نماد ← خرابات

Matched curated alias: میخانه; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira