عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به دیر آی از حرم صوفی که می برقع گشود این جا
۲
از آن جا آن که می جویی به می خواران نمود این جا
۳
به جان رنگی که این جا در دل اسلامییان بینی
۴
مغان را نیز بود اما صفای می زدود این جا
۵
محبت شمع بزم قدس و ما پروانه ی بیرون
۶
چه حال است این نمی دانم چراغ آن جا و دود این جا
۷
بیا در زمره ی رندان به بی باکی و می در کش
۸
که بد مستی نمی داند به جز فریاد عود این جا
۹
به هر سو می روم بوی چراغ کشته می آید
۱۰
مگر وقتی مزار کشتگان عشق بود این جا
۱۱
نوای نغمه ی منصور ، عرفی، نغز می دانی
۱۲
ولی تن زن که خاموشند ارباب شهود این جا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.